ورود و خرید
دسترسی دائمی به فایلهای دوره + شرکت خودکار در قرعهکشی
دوره مارکتینگ تلفنی
بدون امتیاز
0 نقد و بررسیها
مشاهده در موبایل
همین حالا اسکن کنید
دوره آموزشی «تماس با مشتریان و مارکتینگ» 📞📈
مدرس: Brandon Mulrenin
چطور میتوان با مشتریان بالقوه ارتباط برقرار کرد، بدون اینکه تماس شما شبیه یک تبلیغ آزاردهنده به نظر برسد؟
چطور میتوان یک مخاطب سرد را به یک Lead واقعی تبدیل کرد و از اولین تماس، مسیری برای ایجاد اعتماد، پیگیری و در نهایت فروش ساخت؟
دوره «تماس با مشتریان و مارکتینگ» با Brandon Mulrenin روی یکی از مهمترین بخشهای بازاریابی و فروش تمرکز دارد: ایجاد ارتباط مؤثر با مشتری، شروع مکالمه، Prospecting، پیگیری حرفهای و تبدیل ارتباطات به فرصتهای تجاری.
📞 در این دوره با چه موضوعاتی آشنا میشوید؟
• اصول ارتباط با مشتری
• Customer Prospecting
• پیدا کردن مشتریان بالقوه
• تماس اولیه با مشتری
• Cold Calling
• Warm Calling
• ساخت Sales Script
• شروع حرفهای مکالمه
• جلب توجه مخاطب
• ایجاد Rapport
• افزایش اعتماد مشتری
• شناخت نیاز مخاطب
• پرسیدن سؤالهای درست
• Active Listening
• ارائه Value Proposition
• معرفی خدمات بدون فشار فروش
• Lead Generation
• Lead Qualification
• مدیریت اعتراض مشتری
• Follow-Up حرفهای
• تبدیل Lead به مشتری
• ساخت Pipeline فروش
• مدیریت ارتباط با مشتری
• افزایش نرخ پاسخگویی
• تعیین قرار ملاقات
• بازاریابی تلفنی
• افزایش Conversion Rate
• ساخت سیستم ارتباط مستمر با مشتری
🎯 بازاریابی از ایجاد ارتباط شروع میشود
قبل از اینکه مشتری از شما خرید کند، باید اصلاً بداند که وجود دارید.
در بسیاری از کسبوکارها نمیتوان فقط منتظر ماند تا مشتری خودش تماس بگیرد.
گاهی باید فعالانه:
مشتری مناسب را پیدا کنید،
ارتباط را شروع کنید،
نیاز او را بشناسید
و پیشنهادتان را در زمان مناسب مطرح کنید.
این همان جایی است که Prospecting اهمیت پیدا میکند.
🔍 هر مخاطبی مشتری بالقوه شما نیست
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم هرچه تعداد تماس بیشتر باشد، فروش نیز الزاماً بیشتر خواهد شد.
اما کیفیت لیست مخاطبان اهمیت زیادی دارد.
قبل از تماس باید بدانید:
مشتری ایدهآل شما چه کسی است؟
چه نیازی دارد؟
چه مشکلی احتمالاً تجربه میکند؟
آیا محصول یا خدمت شما واقعاً برای او مناسب است؟
و آیا با فردی صحبت میکنید که در تصمیم خرید نقش دارد؟
هدف فقط More Calls نیست؛ هدف Better Conversations است.
📞 تماس اول برای ساختن فرصت است
در بسیاری از موارد نباید انتظار داشته باشید مشتری در اولین تماس فوراً خرید کند.
هدف تماس اولیه ممکن است فقط این باشد که:
مخاطب شما را بشناسد،
نیاز او را کشف کنید،
اجازه ارسال اطلاعات بگیرید،
یک جلسه تعیین کنید
یا زمان مناسبی برای تماس بعدی مشخص کنید.
این تغییر نگرش میتواند فشار زیادی را از مکالمه حذف کند.
⏱️ شروع مکالمه اهمیت زیادی دارد
مخاطب در چند ثانیه اول تصمیم میگیرد آیا ارزش دارد به صحبت شما ادامه دهد یا خیر.
بنابراین مقدمههای طولانی میتوانند نتیجه معکوس داشته باشند.
Opening بهتر است:
کوتاه،
واضح،
طبیعی
و مرتبط با مخاطب
باشد.
او باید خیلی سریع متوجه شود چرا با او تماس گرفتهاید.
🗣️ Script داشته باشید؛ اما مکالمه کنید
Sales Script میتواند ساختار تماس را مشخص کند.
مثلاً:
Opening چیست؟
چه سؤالهایی باید پرسیده شود؟
چطور پیشنهاد مطرح شود؟
اعتراضهای رایج چه هستند؟
قدم بعدی چیست؟
اما مشتری نباید احساس کند یک متن از قبل آمادهشده برایش خوانده میشود.
Script باید راهنمای مکالمه باشد، نه جایگزین مکالمه.
🤝 Rapport؛ اعتماد قبل از پیشنهاد
اگر مخاطب از همان ابتدا احساس کند تنها هدف شما گرفتن پول اوست، احتمال ایجاد مقاومت بالا میرود.
ارتباط حرفهای یعنی:
به حرف مشتری گوش دهید.
زمان او را محترم بشمارید.
درباره نیاز واقعیاش سؤال کنید.
و فقط زمانی پیشنهاد دهید که ارتباط منطقی بین نیاز او و خدمات شما وجود داشته باشد.
اعتماد میتواند ارزشمندتر از یک Pitch طولانی باشد.
❓ سؤالهای درست، اطلاعات فروش را به شما میدهند
بهجای اینکه پنج دقیقه درباره شرکت صحبت کنید، سؤال بپرسید.
مثلاً:
الان برای حل این مشکل از چه روشی استفاده میکنید؟
بزرگترین چالش شما در این بخش چیست؟
چه چیزی در راهحل فعلی برایتان مناسب نیست؟
اگر این مشکل حل شود چه تغییری برای کسبوکارتان ایجاد میکند؟
پاسخ مشتری میتواند مشخص کند ادامه مکالمه باید به چه سمتی برود.
👂 گوش دادن بخشی از بازاریابی است
Customer Communication فقط صحبت کردن نیست.
یکی از مهمترین مهارتها Active Listening است.
به کلماتی که مشتری استفاده میکند توجه کنید.
مشکلاتش را یادداشت کنید.
اعتراضهایش را بشناسید.
حتی زبان مشتری میتواند بعداً برای:
تبلیغات،
Landing Page،
محتوا،
Offer
و Sales Copy
استفاده شود.
مشتریان یکی از بهترین منابع تحقیق بازار هستند.
💎 Value را سریع منتقل کنید
مخاطب نمیخواهد تاریخچه کامل شرکت شما را بشنود.
او میخواهد بداند:
«این چه فایدهای برای من دارد؟»
Value Proposition باید بتواند مشخص کند:
به چه کسانی کمک میکنید؟
چه مشکلی را حل میکنید؟
و چه نتیجهای ایجاد میکنید؟
هرچه این پیام واضحتر باشد، ادامه مکالمه سادهتر میشود.
🧊 مخاطب سرد را فوراً مجبور به خرید نکنید
Cold Lead هنوز ممکن است:
شما را نشناسد،
به برند اعتماد نداشته باشد،
نیازش را جدی نگرفته باشد
یا اصلاً آماده خرید نباشد.
پس گاهی باید مخاطب در یک مسیر حرکت کند:
Contact → Conversation → Trust → Follow-Up → Opportunity → Customer
تلاش برای پریدن مستقیم از مرحله اول به آخر میتواند مقاومت ایجاد کند.
🛡️ اعتراض مشتری بخشی طبیعی از فروش است
«نیاز ندارم.»
«الان وقت ندارم.»
«قیمت بالاست.»
«اطلاعات رو بفرستید.»
«بعداً تماس بگیرید.»
این پاسخها در ارتباط با مشتری طبیعیاند.
هدف نباید بحث کردن با مشتری باشد.
ابتدا باید بفهمید اعتراض واقعی چیست.
گاهی «الان وقت ندارم» واقعاً فقط یعنی زمان تماس مناسب نیست.
گاهی هم روشی محترمانه برای پایان دادن به مکالمه است.
توانایی تشخیص این تفاوت مهم است.
🔄 Follow-Up؛ جایی که بسیاری از فرصتها از دست میروند
یکی از اشتباهات بزرگ این است:
یک تماس میگیریم.
مشتری میگوید بعداً.
و دیگر هیچ اتفاقی نمیافتد.
پیگیری باید سیستماتیک باشد.
اگر مشتری گفته هفته آینده تماس بگیرید، ثبت کنید.
اگر اطلاعات خواسته، ارسال کنید.
اگر جلسه تعیین شده، یادآوری کنید.
اگر هنوز آماده نیست، در زمان منطقی دوباره ارتباط برقرار کنید.
🗂️ CRM حافظه تیم فروش است
با افزایش تعداد Leadها، دیگر نمیتوان همهچیز را در ذهن نگه داشت.
یک CRM میتواند مشخص کند:
آخرین تماس چه زمانی بوده؟
مشتری چه گفته؟
به چه چیزی علاقه داشته؟
اعتراضش چه بوده؟
مرحله فعلی فروش چیست؟
چه زمانی باید Follow-Up شود؟
این اطلاعات باعث میشوند تماس بعدی ادامه مکالمه قبلی باشد، نه شروع دوباره از صفر.
📊 Pipeline بسازید
همه مخاطبان در یک مرحله نیستند.
ممکن است یک نفر تازه شناسایی شده باشد.
یکی تماس اولیه داشته باشد.
یکی جلسه رزرو کرده باشد.
یکی پیشنهاد قیمت دریافت کرده باشد.
و دیگری آماده خرید باشد.
Sales Pipeline کمک میکند بدانید هر Lead دقیقاً در چه مرحلهای قرار دارد.
مثلاً:
Prospect → Contacted → Qualified → Meeting → Proposal → Follow-Up → Won/Lost
📈 فقط تعداد تماس را اندازه نگیرید
فرض کنید امروز ۱۰۰ تماس گرفتهاید.
این عدد بهتنهایی اطلاعات زیادی نمیدهد.
بهتر است بدانید:
چند تماس پاسخ داده شد؟
چند مکالمه واقعی شکل گرفت؟
چند Lead واجد شرایط پیدا شد؟
چند قرار ملاقات گرفته شد؟
چند Follow-Up ایجاد شد؟
و چند مورد به فروش رسید؟
این اعداد مشخص میکنند کدام بخش سیستم نیاز به بهبود دارد.
🔥 Consistency از یک روز فوقالعاده مهمتر است
Prospecting معمولاً با یک روز تماس سنگین نتیجه پایدار نمیدهد.
اگر فقط زمانی که فروش پایین میآید شروع به تماس گرفتن کنید، Pipeline دائماً خالی و پر میشود.
روش بهتر ساخت یک Routine منظم است.
مثلاً زمان مشخصی از روز برای:
Prospecting،
تماس،
پیگیری
و ثبت اطلاعات
در نظر گرفته شود.
📱 ارتباط با مشتری فقط تلفن نیست
بسته به نوع کسبوکار، ارتباط میتواند از کانالهای مختلف انجام شود:
تماس تلفنی،
پیام،
ایمیل،
شبکههای اجتماعی،
جلسه آنلاین
یا ارتباط حضوری.
نکته اصلی این است که کانال با نوع مشتری و Context کسبوکار هماهنگ باشد.
یک استراتژی خوب میتواند چند کانال را با یکدیگر ترکیب کند.
📣 Sales و Marketing باید به هم متصل باشند
تیم مارکتینگ میتواند Lead ایجاد کند.
اما تیم فروش از طریق مکالمات مستقیم متوجه میشود مشتریان واقعاً چه میگویند.
چه چیزی برایشان مهم است؟
چه اعتراضهایی دارند؟
چرا خرید نمیکنند؟
کدام پیام توجهشان را میگیرد؟
این اطلاعات باید دوباره به Marketing برگردد.
به این ترتیب:
Marketing → Lead → Sales Conversation → Customer Insight → Better Marketing
یک چرخه بهبود شکل میگیرد.
🎯 Lead Qualification؛ همه Leadها ارزش یکسانی ندارند
ممکن است ۱۰۰ Lead داشته باشید، اما فقط ۲۰ مورد واقعاً مناسب باشند.
Qualification کمک میکند منابع تیم فروش روی افرادی متمرکز شود که احتمال تبدیل بیشتری دارند.
میتوان بررسی کرد:
آیا نیاز واقعی وجود دارد؟
آیا بودجه مناسب است؟
آیا زمان خرید مشخص است؟
آیا با تصمیمگیرنده صحبت میکنیم؟
آیا محصول واقعاً Fit مناسبی دارد؟
این کار باعث میشود وقت تیم روی فرصتهای مناسبتر متمرکز شود.
📅 هدف تماس میتواند گرفتن Appointment باشد
خصوصاً در فروشهای پیچیده، اولین تماس برای Closing نهایی نیست.
ممکن است بهترین نتیجه این باشد:
یک جلسه ۳۰ دقیقهای برای بررسی دقیقتر نیاز مشتری.
این جلسه فرصت میدهد:
نیاز را عمیقتر بررسی کنید،
Demo ارائه دهید،
سؤالات را پاسخ دهید
و پیشنهاد مناسبتری بسازید.
🚫 پیگیری با مزاحمت فرق دارد
Follow-Up حرفهای باید دلیل داشته باشد.
مثلاً:
اطلاعات جدید دارید.
مشتری درخواست تماس کرده.
زمان توافقشده رسیده.
سؤالی باقی مانده.
یا پیشنهادی مرتبط دارید.
تماسهای مکرر بدون Value میتوانند نتیجه معکوس داشته باشند.
هدف حفظ ارتباط است، نه ایجاد فشار.
🧠 Rejection را شخصی نکنید
در بازاریابی مستقیم و تماس با مشتری، پاسخ منفی اجتنابناپذیر است.
گاهی Timing مناسب نیست.
گاهی Budget وجود ندارد.
گاهی محصول Fit نیست.
گاهی مشتری قبلاً گزینه دیگری انتخاب کرده است.
«نه» شنیدن بخشی از فرآیند است.
مهم این است که بتوانید از مکالمات یاد بگیرید و تماس بعدی را بهتر انجام دهید.
🔬 مکالمات موفق را تحلیل کنید
اگر یک نوع Opening بهتر جواب میدهد، ثبتش کنید.
اگر سؤال خاصی باعث میشود مشتری بیشتر صحبت کند، از آن یاد بگیرید.
اگر یک اعتراض دائماً تکرار میشود، پاسخ بهتری برای آن طراحی کنید.
سیستم حرفهای ارتباط با مشتری باید دائماً بهینه شود:
Contact → Measure → Learn → Improve → Repeat
👤 این دوره مناسب چه کسانی است؟
• کارشناسان فروش
• بازاریابها
• صاحبان کسبوکار
• مدیران فروش
• مدیران مارکتینگ
• کارآفرینان
• مشاوران
• فریلنسرها
• تیمهای B2B
• افرادی که خدمات میفروشند
• کسانی که با مشتریان بالقوه تماس میگیرند
• تیمهای Lead Generation
• افرادی که میخواهند Pipeline فروش قویتری ایجاد کنند
📞 هر مکالمه میتواند شروع یک رابطه تجاری باشد
هدف ارتباط حرفهای با مشتری این نیست که در اولین تماس به هر قیمتی فروش ایجاد شود.
فرآیند قدرتمندتر این است:
مشتری مناسب را پیدا کنید → ارتباط را شروع کنید → نیاز را بشناسید → اعتماد ایجاد کنید → ارزش ارائه دهید → پیگیری کنید → فرصت فروش بسازید.
دوره «تماس با مشتریان و مارکتینگ با Brandon Mulrenin» روی همین فرآیند تمرکز دارد؛ از Prospecting و Customer Communication تا Lead Generation، Follow-Up، Pipeline و تبدیل مخاطبان به فرصتهای واقعی فروش.
هر تماس الزاماً یک فروش نیست؛ اما یک مکالمه درست میتواند شروع یک مشتری جدید باشد. 📞📈
نقد و بررسیها کاربران
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

